ولادت حضرت امام حسین و حضرت ابوالفضل العباس (ع)
ایلیا جان دیروز روز ولادت حضرت امام حسین(ع) بود عزیزم ما به نیت آقا امام حسین اسمی که در گوش شما صدا کردیم حسین است امیدوارم خود امام حسین نگهدار دوقلوهای من باشد امروز هم ولادت حضرت ابوالفضل العباس است امیدوارم همانطوری که این دو عزیز شماها را به ما دادند خودشان هم به شماها سلامتی و عمر با عزت همراه با موفقیت دهند عیدتان مبارک ...
نویسنده :
ملیکا
9:32
ایلیا و یک روز کاری
ایلیا و ویانا هنگام اذان
آخر هفته پیش که برای ولیمه مکه پدر بزرگ باباشون به کرج رفته بودیم بعد از ظهر آنروز من و بابا و عمشون به یک پاساژ رفتیم داخل پاساژ بودیم که صدای اذان بلند شد همان موقع اول ایلیا بلافاصله سجده کرد و ویانا هم که داشت شیر مامانش را می خورد من را رها کرد و رفت روی زمین سجده کرد نمی دونید وقتی هر دو با صدای اذان شروع به نماز خواندن کردند چه لذتی داشت فقط من نگران کثیفی زمین بودم و یا اینکه خدایی نکرده سرشان محکم به زمین بخوره چون هر کاری هم می کردیم بلندشان کنیم نمی گذاشتند تا موقعی که اذان تمام شد بعد خودشان بلند شدند درست مثل عربهای مسلمان موقع اذان نماز می خوانند ایلیا و ویانا به صدای اذان از موقعی که در شکم مامانشون ب...
اولین خاطره حاملگی
ایلیای مامان وقتی من متوجه شدم دوقلو باردار هستم خیلی خوشحال شدم در سونوگرافی دوم جنسیت شماها معلوم میشد که من و بابا و مامانی رفتیم برای سونوگرافی بیمارستان مهر من آن موقع شماها را تقریبا سه ماهه باردار بودم بعد از آنهمه انتظار نوبت ما شد بریم داخل پیش خانم دکتر الماسیان(خواهر خانم دکتر اقصی بود) دل تو دلمان نبود وقتی خانم دکتر شروع کرد گفت اولیش پسره نمی دونید ما چقدر ذوق کردیم و گریه می کردیم مامانی همش اشک می ریخت و دعا میکرد و بابا وحید در حالی که فیلمبرداری می کرد ذوقش را هم نشان می داد و می گفت دومی هم خدا کنه دختر باشه خودم هم دل تو دلم نبود که دومی دختر باشه ولی باز هم می گفتم هرچی هست سالم باشه همان موقع خا...
نویسنده :
ملیکا
14:26
ایلیا و تلفن
استخر رفتن ایلیا
ایلیا و ویانا برای اولین بار استخر را تجربه کردند ایلیا جان دیروز ما به اصرار خاله مونا که می گفت همه با هم استخر بریم شما دوقلوها را هم بردیم یعنی من و خاله مونا و خاله زهرا و دخترش و دوقلوهای مامان به استخر پارک آبی اکباتان رفتیم و قیافی شما و خواهرت با اون مایوها و جلیغه های شنای خوشگلتون که مامانی سر سیسمونی براتون گرفته بود دیدن داشت خیلی بهتون می اومد فقط چون نمی گذاشتن عکس بگیریم نمیشه قیافه های خوشگلتون را نشون بدم پسر و دختر تقریبآ یکسال و پنج ماهه من برای اولین بار استخر رفتند و چقدر خوشحال شدند ایلیا همش دوست داشتی بری تو آب شنا کنی ولی وقتی من میبردمت تو آب چون آب خیلی سرد ب...
نویسنده :
ملیکا
11:09
ایلیا با تاپ و سه چرخه از طرف داییش
خیلی وقت بود که من و بابا می خواستیم براتون هم تاپ و هم سه چرخه بخریم تا چند شب پیش که دیگه دایی علی هم تاپ برای ویانا و هم سه چرخه برای ایلیا خرید خلاصه دایی پیش دستی کرد و شما و ویانا خیلی خوشحال شدید حالا ایلیا سوار سه چرخش میشه و همش بوق می زنه بوق بوق ..... خلاصه این روزها گاهی دوقلوها سوار تاپ میشن و گاهی هم مامانی می بردشون پارکینگ و دوچرخه بازی می کنند ...
تشکر از بابا
باباجونم من و ویانا و مامی هم از شما متشکریم دوست داریم یک عالمهههههههههههههههه ...
نویسنده :
ملیکا
9:39
روز مادر
ایلیا جان امروز روز تولد خانم حضرت فاطمه زهرا (س) است مامان ملیکا دقیقا همچین روزی در سال ١٣٨٨ متوجه شد که شما را باردار است این هدیه روز زن و مادر برای من از طرف خدا در این روز گرانقدر بود پسرم من از طرف تو و خودم روز مادر را به مامانی فرشته که از همان روز تا حالا پیش ما بوده و برای ما زحمت کشیده تبریک میگویم و ازش قدردانی می کنم امیدوارم که خدا جواب تمام زحماتش را بدهد ایلیا جان من از طرف تو و خودم این روز را به مادربزرگت هم تبریک میگویم مادرم روزت مبارک..................... روز همه مادران خوب و زحمتکش مبارک باد ...
نویسنده :
ملیکا
12:23





