گرفته شدن حال مامان ملیکا
دوشنبه هفته پیش مامانی بچه ها به من گفته بودند که یکمی زودتر بیا تا من به موقع به کلاس قرانم برسم ولی متاسفانه برای من در محل کار کاری پیش آمد و من تازه دیرتر از همیشه رسیدم درست همان روز هم مامانی خسته و بی حال هم بود که بعدا فهمیدم از صبح حالش بد بوده ولی به من نگفته خلاصه مامانی فرشته دیگه نرسید به کلاسش بره و من خیلی ناراحت شدم خودش هم که مریض بود از اون طرف هم حالش گرفته شد حالا مامانی تصمیم گرفته دیگه بعد از ظهر ها هم که 2روز در هفته بود دیگه کلاس نره چون میگه هم باید شما با عجله بیایی و هم من با عجله برم آخه الان تقریبا از اول مهر ماه حدود 2 ماه که دیگه مامانی به تنهایی از دوقلوها نگهداری میکنه و همین که مامانی از کل...
یکسری از شیرین کاری های ایلیا تا قبل از دو سالگی
ایلیا کوچولو سوار موتوری که داییش برای تولد یکسالگیشان هدیه داده هندوانه خوردن ایلیا در هفت ماهگی (تمام سر و صورتش را هندوانه ای کرده) وقتی ایلیا خان پشت ماشین داییش برای اولین بار رانندگی میکند مدلهای خواب ایلیا ،معلوم نیست با فکر خوابیده یا کاملا ریلکس خوابیده چهره ایلیا وقتی یواشکی سراغ کمدش میرود و داخلش مینشیند ایلیا خانه مامان بزرگ مامانش مشغول تلفن صحبت کردن ایلیا آماده پشتک زدن شده و دوست داره نگاهش کنیم ایلیا در حال بوس کردن نان است چون میداند نان چه ارزشی دارد وقتی ایلیا پایه های جعبه ابزارش را با پیچ نصب میکند ایلیا ...
بازدید از نمایشگاه کتاب و اسباب بازی کودک
ما روز پنج شنبه همراه با دوقلوها به نمایشگاه کتاب و اسباب بازی کودکان رفتیم آنجا ویانا و ایلیا کلی خرید کردند و از آنها در غرفه عمو پورنگ عکس گرفتند تا در DVD های عمو پورنگ از عکس بچه ها استفاده کنند برنامه زنده ایی هم اجرا شد خلاصه به ما هم به خاطر بچه ها خوش گذشت ...
عید سعید غدیر خم
سلام ایلیای مامان دیروز عید سعید غدیر خم بود این عید ،عید بزرگی برای شیعیان است در این عید حضرت محمد (ص) ،حضرت علی (ع) را به جانشینی خودش بر می گزیند به همین دلیل به این عید ،عید ولایت هم می گویند درواقع این عید ، عید تمام آنهایی است که سید هستند و جدشان به حضرت علی (ع) بر می گردد پسرم شما و خواهرت هم از طرف مادری سید هستید چون بابایی شما سید است من و دایی علی و خاله مونا هم جزء سادات هستیم و جد پدریمان به حسینی ها برمی گردد مامان بزرگ و بابابزرگ مامان ملیکا که خدا رحمتشان کند هر دو سید حسینی بودند در این روز همه به دیدن سیدها میروند و از آنها عیدی می گیرند عزیزهای مامان عیدتون مبارک باشه م...
پیک نیک رفتن دوقلوها
رفتیم به پارک در بهار 89 تقریبا 6 ماهگی بفرمایید شما هم سیب بخورید ما رفتیم پارک باز هم رفتیم به پارک در تابستان 89 تقریبا 8 ماهگی رفتیم سیزده بدر در بهار 90 تقریبا یک سالگی اگر چشمهای شما هم موقع آفتاب اذیت میشود لطفآ مثل ما عینک آفتابیتون را بزنید ...







