ایلیاایلیا، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 2 روز سن داره

ایلیا و ویانا

یادگرفتن سلام

چند روز بود که کلمه سلام را با ویانا و ایلیا کار می کردیم و ازشون می خواستیم تا همدیگر را می بینیم سلام کنیم ولی بچه ها بیشتر سرشان را تکان می دادند و یا می گفتند اَلام تا اینکه امروز صبح ویانا تا برادرش از خواب بلند شد رفت پیشش و بوسش کرد و بهش گفت سلام بعد مامانی زنگ خانه را زد چون مثل هر روز صبح برای نگهداری از بچه ها می آمد و ما به ایلیا گفتیم که  شما هم به مامانی بگو و ایلیا گفت مامانی سلام و بعد دوباره شروع به تکان دادن سرش به حالت سلام کرد دیدن این لحظه برای من و باباشون خیلی لذت داشت         ...
3 آبان 1390

برنامه کودک شبکه Iran Beauty و برنامه کودک خاله شادونه

ایلیا و ویانا عاشق برنامه کودک شبکه Iran Beauty در ماهواره هستند این برنامه کودک ساعت ٦ بعدازظهر شروع میشود و موقع شروعش که میشود هر دو شروع میکنند و همش میگن مامان نی نی یعنی نی نی ها کی می آیند چون همراه با آهنگ و رقص است خیلی دوست دارند و کاملا توجه میکنند و با آهنگ می رقصند همچنین برنامه کودک خاله شادونه را هم چون با شعر و  آهنگ و شادی است خیلی دوست دارند مثل CD حسنی که خاله مونا براشون گرفت و چون همراه با آهنگ بود خیلی جذبشون کرد             ...
2 آبان 1390

لغات جدید ایلیا

سلام آقا پسرا( تغییرات ایلیا در فاصله ٢٠ ماهگی تا ٢١ ماهگی ) دیگه کلی کلمه بلد شدی و به زبان خودت با کلماتی که بلد هستی جمله میگی و برای خودت صحبت میکنی و وقتی از شما سئوال میکنیم برامون تعریف میکنی مثلا میگی بابا نون یعنی بریم نان بگیریم من هم دارم سعی میکنم با بازی فکری بَن بِن بُن که برای شما و خواهرت خریدیم هم دامنه لغاتتان را بیشتر کنم و هم دیکته لغات را بهتان آموزش دهم البته خیلی از این کلمات را در کتابهایی که برایتان خریدیم دیدین و بلد هستید ولی اینطوری با طرز نوشتن آنها هم آشنا میشوید و کلمات بیشتری یاد میگیرید جدیدا میگی : آلو - جارو - بچه - گل - پا - دست - علی - گردو - پتو به کاکائو میگی قاقادو ...
2 آبان 1390

از پوشک گرفتن دوقلوها در 21 ماهگی

من چند ماه بود که دیگه بچه ها را در خانه پوشک نمی کردم ولی وقتی از خانه میخواستیم بریم بیرون برای احتیاط پوشکشان میکردم تا یک هفته پیش که تصمیم گرفتم دیگه حتی یکبار هم در خانه بچه ها را پوشک نکنم و به مامانی هم گفتم که کمکم کند چون مامانی در روز بیشتر با بچه ها بود هر چند که میدانستم مامان خیلی وقته که دیگه بچه ها را تا آنجایی که بشه پوشک نمی کنه و مرتب بچه ها را روی توالت فرنگیشون می نشوندیم قبلا هم این کار را میکردیم ولی در این هفته خیلی دقیقتر انجام دادیم و بچه ها هم دیگه یادگرفته بودند تا آنجایی که میفهمیدند میگفتدند جیش ، پی پی تا اینکه دیروز جمعه 29/07/90 درست 6 روز مانده به 21 ماهگی دوقلوها ما بچه ها را بد...
30 مهر 1390

جدا کردن جای خواب بچه ها و رفتن به داندانپزشکی

من و بابای دوقلوها الان حدود ٢ هفته است که جای خواب بچه ها را جدا کرده ایم چون هر دوی آنها تو اتاق ما می خوابیدند یعنی ما تخت پارک بچه ها را کنار تخت خودمان گذاشته بودیم و نوبتی هر شب یکی از آنها در تخت پارک و یکی دیگشون رو تخت ما می خوابید و بعد نصف شب هر دو بیدار میشدند و شیر می خواستند بعد هر دو کنار ما یعنی دو طرف من یکی رو این دستم و یکی رو اون دستم شیر می خوردند و میخوابیدند خلاصه من دیگه تا صبح نه کمر و نه دست و نه گردن داشتم تا اینکه دکترشون گفت دیگه شبها بهشون شیر نده و جاشون را جدا کن چون دندانهاشون پوسیده میشه اگر شب شیر بخورند الان هر دو در اتاق خودشان می خوابند اوایل من و باباشون وسط دوتا تخت آنها رو زمی...
25 مهر 1390

داستانهای ایلیای 20 ماهه

ایلیا جونم سلام پسر ناز مامی چطوره ایلیا خوشگله بلد شده وقتی چیزی را بخواهد با صدای بلند و کشیده بگه مامان مامان ........... بابا بابا .............. ایلیا به جوجه میگه :   جیجو کلمات ایلیا : مهر - انار - ایب یعنی سیب - من - مو - مونا کلمه جدیدش پشت تلفن : اوال شما یعنی احوال شما چیزی را می خواهیم دور بریزیم میگه: دور به قرص میگه : قخ    وقتی می خواهد میگه : قخ من وقتی پول می خواهد میگه : پو من ایلیا وقت نماز که میشه شروع میکنه به نماز خواندن و جدیدا خیلی قشنگ هم قنوت و هم رکوع و هم سجده میره و زیر لب زمزمه میکنه وقتی می خو...
25 مهر 1390

روز جهانی کودک

سلام پسر خوشگلم روز جهانی کودک مبارک باشه بوس بوس بوس عزیز مامان من این روز قشنگ را به شما و خواهرت از طرف خودم و بابا و همه اونهایی که شماها را دوست دارند تبریک میگم امیدوارم هر روزت قشنگتر از دیروز برای شما و خواهرت باشه پسر مامان کی هستش ؟ ایلیا   به قول خودت  من خوشگل مامان کی هستش ؟ ایلیا   به قول خودت  من آقا پسرا کی هستش ؟ ایلیا  به قول خودت  من و ................. روز حهانی کودک بر همه غنچه ها مبارک باد   ایلیای مامان دیگه کفشهای ما را پا میکنه و دوست داره باهاشون راه بره دیگه خودش بلد شده از روی عکس کتابهایش را بخو...
17 مهر 1390